Culture

  • محــــــمدصابر"دانشجو"

پنجشیر درگذرکاه باستان

         پنجشیر به فاصله 120کیلومتری به طرف شمال شرق کابل ازشمال شرق به جنوب غرب موازی به امتداد هندوکش  واقع است .دره های فرعی آن ازشمال به جنوب وازجنوب به شمال امتداد داشته به دره عمومی پنجشیر وصل میبا شد.پنجشیر وادی خرم وشادابی است که ازطرف شمال به ولایت های تخار وبغلان وازطرف جنوب به ولایت های کاپیسا ولغمان وازطرف شمال شرق به ولایت های نورستان وبدخشان وازجانب غرب به ولایت پروان هم سرحد میبا شد.دریای نیل گون پنجشیر ازکوهپایه های هندوکش و گذرگاه های انجمن وخاواک سرچشمه گرفته به سوی وادی زیبای پنجشیر جریان پیدامیکند .ودرمسیرخود با دریاهای شابه ،دره ،پارنده ،وشتل یکجا شده ودر بیشه پهناور و سرسبز شمالی ولایت های پروان وکاپیسا را  ازهم جدا میکندوسپس به دریای کابل وصل میشود.

واحد های اداری پنجشیر:

      واحدهای اداری پنجشیر شامل مرکزولایت  دوحوزه مرکزی (حوزه نمبر1ونمبر2 بازارک)ولسوالی های پریان،حصه اول ،دره ،آبشار،رخه ،عنابه ،وشتل میبا شد.پنجشیرهمواره ازجایگاه مهم استراتیژیکی  برخورداربوده درروزگارکهن راه تجارتی کاروانهای باخترهندوچین ازمعابر پنجشیر عبور میکردند و درۀ پنجشیر نه تنها گذرگاه کاروانهای تجارتی بود ه بلکه راه رفت وآمد مهاجمان وجهانکشایان بزرگ مانند :اسکندرمقدونی شاهان یونانی وباختری،چنگیزیان ،امیرتیمور و ظهیرالدین محمد بابر...بود

نام باستانی پنجشیر:درمورد نام پنجشیر نظریه های گوناگون وجود دارد.اکثرمردم پنجشیر بدین باوراند که درگزشته هاپنجشیر به کجکن معروف بوده است .روایات وجود داردکه زال پسرش رستم را ازرفتن به پنجشیر منع نموده وبه وی چنین توصیه کرده است:

به کجکن مروای پسرزنهار

که سم ستورد شود پاره پار

که دریای پرقعردارد ستــیز

گیــاهی ندارد بجزسنگ تیز

      درافسانه ها وآثار نویسنده گان پنجشیر به تکرار این ابیات نقل شده است .مردم این ابیات رابه حکیم توس (فردوسی)نسبت می دهند؛ ولی شاهنامه پژوهان به این نظریه موافق نیستند گفته میشود که این ابیات درشاهنامه دیده نشده است.به قول پرفیسوردکتور محمد حسین یمین  استاد دانشگاه کابل پنجشیردرمتون تاریخی وجغرافیایی به شکل پنجهیر آمده است دروجه تسمیه آن دونظریه متفاوت روایتی وایتمولوژیکی وجود دارد:نظریه روایتی اینکه :درعهد سلطان محمودغزنوی زمانیکه بند سلطان را اعمارمیکردازتمامی اهالی برای انجام اینکاردعوت میشدازمردم پنجشیر تنها پنج ابرمرد داوطلبانه روانه غزنی شدند این پنج مرد بزرگ بصورت حیرت آوری دریک زمان محدود بند را اعمارکردند. اینجاست که سلطان به اینهاپنجشیر خطاب میکند.بدینگونه دربازگشت انها نام دیارشان ازکجکن به پنجشیر تغیرکرده که تااکنون تربت  آنها درپنجشیرزیارتگاه خاص وعام است.

خواجه ابراهیم در دربند

خواجه صـــــفا دردوآب

خواجه کل ولــیان درتل

خواجه عارف درآریــب

خواجه احمدبشاردرآستانه کلان اخیرولسوالی آبشار

اما ازنگاه ریشه یابی وایتولوژی کلمه پنجشیراصلً پنجهیربوده که مشتق ازدوجزاست:

نخست (پنج)که همان عدد معروف است ودیگر(هیر)به معنای مختلف آمده است:درلغت نامه برهان قاطع(هیر)به معنی آتش آمده است یعنی پنج آتشکده.ابن بطوطه(هیر)را به معنی کوه وانمود کرده است اما درزبان اوستایی وپهلوی (هیر) به مفهوم آب دریا آمده است.

اما اگر(هیر)به معنای دریا درنظرگرفته شود؛معنای پنجهیر پنج دریا درست به نظرمی آید .اگرما دریا های پنجشیررا بشماریم درست همان دریاهای پریان،خاواک،شابه،دره،وپارنده رادربرمیگیرد.

 

 

 

          پنجشیربا داشتن کوهپایه های بلند وبرفگیر،وادی های شاداب دره های زیبا گوهرهای قیمتی را دردل ودانان خود جاداده زمرد ،لاجورد ، نقره ، مس وآهن آبهای ذلال وخروشان آبدات تاریخی ومیراثهای فرهنگی وانچه درروی زمین وزیرزمین است دردل ودامان کوهپایه های این سرزمین آشکارونهان میباشد همه ثروت های با ارزش طبعی تاریخی مادی وفرهنگی میهن عزیز مان میبا شد.ولی انچه که ازهمه این ثروت های طبیعی مادی وفرهنگی با ارزش تروپربهاتراست همانا مردم شجاع وقهرمان ونیروی محرکه و مبارز جامعه مااند که کارنامه های آنها چه درگذشته ها وچه درمعاصرثبت صفحات تاریخ شده است.

داستانهای اساطیری این مردم جلوه های روشن ودرخشان وپرافتخاردارد این داستانها ازروزگاران باستان تا همین امروزازنسل به نسل وازحافظه به حافظه ای انتقال می یابد.

یکی ازاین داستانهای اساطیری نام پنجشیروپنج پیربا کمال وقهرمانان کاروسازنده گی بند غزنه همان بند است که دردوران حکومت حامد کرزی قربانی بی پروایی اداره وانجوها شد وبا ویرانی آن یکی از میراث های فرهنگی دوران غزنویان با تأسف که ویران گردید.

پنجشیر درزمان پادشاهی داریوش بزرگ بخش کوهستان، پنجشیر،غوربند ،جزئی از قلمرو هخامنشیان به‌شمار می‌رفته‌است.

بگفتهٔ مورخان تیره‌ای از مردم مشرق یا شمال شرق ایران بودند، و مقر ایشان در تقسیمات شاهنشاهی هخامنشی جزو ایالت هفتم بشمار می‌رفت.

برخی براین باورند که اسکندر مقدونی، در محل پیوستگی رودهای پنجشیر و غوربند، شهری به‌نام اسکندریه ساخت تا پایگاهی برای حملهٔ سپاهیانش به کوهستانی ها باشد.گویا سپاهیان وی در گذر از پنجشیرو کوههای هندوکش، دچارسرماوکمبود آذوقه شده‌اند، ولی سرانجام ازآنجا گذشته، وبه شهربزرگ بلخ راگشوده‌اند.

در دورهٔ اسلامی پنجشیر، چندی در دست سلسلهٔ بنی‌بانیجور یا ابوداوودیان تخارستان بود        و سکه‌هایی که از سوی آنها در پنجشیر ضرب شده، شناخته شده است.

 یعقوب لیث به شرق خراسان تاخت و با پیروزیهایی که در هندوکش به دست آورد، درهٔ پنجشیر و کانهای نقرهٔ آن به قلمرو او افزوده شد پنجشیر در دورهٔ صفاریان یکی از مراکز ضرب سکهٔ این دولت بود. نخستین سکه‌های صفاریان به فرمان یعقوب در ۲۵۹-۲۶۱ق در پنجشیر ضرب شد، ولی پس از بازگشت او از نواحی شرقی خراسان، این سرزمین بار دیگر به تصرف ابوداوودیان درآمد. در دورهٔ سامانیان نیز پنجشیر یکی از ضراب‌خانه‌های آنها به‌شمار می‌رفت. تیمورلنگ در یورش خود به سوی کابل، از راه گردنهٔ خاواک وارد درهٔ پنجشیر شد و از آنجا به کابل رفت.

بسیاری از جغرافیه‌نویسان سده‌های نخستین اسلامی و پس از آن، از پنجشیر به عنوان یکی از شهرهای خراسان آن روزگار یاد کرده‌اند. در منابع جغرافیایی سدهٔ ۴ق پنجشیر شهری بر فراز کوه، دارای بوستانهای بسیار و با حدود ۱۰هزار تن جمعیت وصف شده است ، یاقوت (حموی) مردم آن را آمیخته اقوام گوناگون دانسته است. کانهای نقرهء پنجشیر از دیرزمان مشهور بوده‌است و برخی از جغرافیه‌نویسان سدهٔ ۴ق از آن یاد کرده‌اند. (اصطخری)تاریخ نگارسده چهارم نوشته‌است که نقره‌های پنجشیر به اندرآب برده می‌شد و در آنجا از آن سکه می‌زدند. (مقدسی) از کوه نقرهٔ (جبل‌الفضة) این شهر یاد کرده و افزوده‌است که در آنجا، درم(سکهٔ سیمین)بسیار است. این کوه مشرف به شهر و بازار آن بوده‌است، و به سبب سوراخهای بسیاری که کنده بودند، همچون غربالی به نظر می ‌رسیده است. کانهای نقرهٔ پنجشیر، غنی‌ترین کانهای نقره، در بخش شرقی سرزمین‌های اسلامی به‌شمار می‌آمده است امروزه در پنجشیر، افزون بر نقره، کانهای لاجورد، زمرد و نیز سنگهای گرانیت و مرمر به فراوانی یافت می‌شوند.

منابع :

یمین، محمدحسین، افغانستان تاریخی :ص120

پنجشیری ،تاریخ ،فرهنگ ومبارزه مردم پنجشیر:ص99

صدیقی، محمد عثمان ،جغرافیای مختصرتاریخی :ص 49

ژبل،محمد حیدر،تاریخ ادبیات افغانستان

عقیلی ،عبد الله ، دارالضربهای ایران دردوره اسلامی،چ ،تهران 1377

www.janaqa.blogfa.com